.......
به کارگاه کوزه گری رفتم ، و در حالیکه مدهوش رقص گِل در زیر انگشتان آن مرد کوزه گر بودم ، نیم نگاهم به آن افتاد ، مردم نامش را " گوشی تلفن " گذاشته اند ، ولی آنجا این نام برایش بی معنا بود !
آنجا همدلی همرنگ بود برای آن کوزه گر !
و چقدر می بالید بر این ظاهر گِل آلود ولی صمیمی خود !



