
همه ی لرزش دست و دلم برای این بود که :
عشق پناهی گردد !!!
و اکنون دریافتم :
"عشق " سالهاست که پناه ِ من است !!!
عشقی بی نهایت و مختص !
عشق ِ مهربان ، پروردگارم !
پس :
همه ی لرزش دست و دلم برای این است که عشق "همراهی" گردد !
عشقی زمینی میتواند " همراه" باشد و نه "پناه" !!
و چقدر "واژه " در یک کلمه ی "همراه" ، پنهان دارم !!!!

