و پایانی و آستانه ی آغازی ! و سلامی ...
سلامی به سبزی سبزه ، به سرخی سیب ، 
به سپیدی سیر ، به دلپذیری سماق ،
به شیرینی سمنو به دلچسبی سنجد
و به استحکام سکه !!!
....
چند ثانیه بیشتر طول نمی کشد ،
" یا مقلب القلوب و الابصار"...
" حول حالنا الی احسن الحال"
ولی فقط برای دیدن همین چند لحظه
و شنیدن همین چند واژه چه مشتاقیم !!!
....
زمستان با همه ی سپیدیش ، با همه ی سردیش و با همه ی دلتنگیش رفت تا بهار بیاید!!!
....امشب ( آخرین شب سال ۸۶ ) حس نوشتن نیست ! ،گویا امشب همه چیز می خواهد جزء خاطرات باشد ، جزء ناگفته ها ، جزء گنجینه ی دل ، ... امشب را باید لمس کرد با تمام پایانش و فردا را باید نوشید با تمام آغازش !!!! ..



